|
تا حالا شده عاشق بشی ولی دلت نخواد بدونه؟؟؟؟
آهسته بیا ،
روز و شبم شدی تو ،از آن لحظه که آمدی…
تو به رویاهای من خندیدی لطف کردی مهربان لااقل با آن همه پیمان که بامن بسته ای صادقی! صادقانه باورم کردی که من دیوانه ام... آه افسوس که من خواهان آن پروانه ام.
می نویسم ولی تو نخوان.... می نویسم که با تمام وجودم دوستت دارم ولی تو نخوان می نویسم که اگر تو را نبینم به سکوتی سخت دچار میشوم و بغض تمام وجودم را میگیرد... ولی تو نخوان. اگر نمی خوانی بفهم که دوستت دارم
برای ماندنش به خدا التماس کردم از خدا خواستم از حمایت ما رو بر نگرداند که من بی او هیچم نیمه شب ها برایش دعا کردم اه کشیدم ولی او رفت و خدا گریه هایم را نشنید و ندید و دعا هایم را نشنید و مورد اجابت قرار ندادو او را برد و ان زمان بود که من از همه و هر چه داشتم بریدم و های های گریستم و او رفت و من فقط ناظر رفتن او بودم رفتنی که هیچ امیدی به بازگشت ان ندارم ونخواهم داشت و امروز من او را برای همیشه از دست داده ام نه می توانم او را حس کنم و نه در آغوش بگیرم او رفت گر چه برایم همیشه ماندگار است
نمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ تلخ سادگیمو... نمیدونم چرا قسمت میکنم روزهای خوب زندگیمو... چرا تو اول قصه همه دوستم دارن... وسط قصه میشه سر به سرم میزارن... تا میخواد قصه تموم شه همه تنهام میزارن خدایا اعتصاب غذا نکردم اما سال هاست روزی چند وعده میخورم نمیبینی؟ روزی یه وعده غصه.یه وعده زخم یه وعده افسوس.یه وعده بغض خیال تو راحت.من گرسنه نمی مانم.
با اینکه ندیدمت دلم هر روز برایت تنگ می شود. بدیش این است که می دانم تو هستی. کاش نبودی! مثل هزاران چیز دیگر که توی این دنیا نیست ولی آدم ها باز الکی دنبالشان می گردند، نمی دانم، شاید بشود اسمش را گذاشت دلخوشی. دلخوشی من هم این است که میدانم هستی
|
About![]()
اسم:مسلم
Home
| ||||